از دیدن این عکسا روده بر میشی

از دیدن این عکسا روده بر میشی

بزرگ ترین ضربه عشقی من

 

  1. بزرگ ترین ضربه عشقی من بر میگرده به زمانی که من سوم ابتدایی بودم و فهمیدم تمام جایزه هایی که از دوران مهد کودک تا اون موقع از مدیر و معلمام میگرفتم ، همشو مامانم میخریده......
نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1392برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

عکس های کمیاب دوران کودکی باران کوثری

 عکس های کمیاب دوران کودکی باران کوثری

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1392برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

تصاویر جدید شکیـرا به همراه همسر و فرزندش

 تصاویر جدید شکیـرا به همراه همسر و فرزندش

تصاویر جدید شکیـرا به همراه همسر و فرزندش

تصاویر جدید شکیـرا به همراه همسر و فرزندش

تصاویر جدید شکیـرا به همراه همسر و فرزندش

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1392برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

خانوووووووم… شــماره بدم؟

 image003

خانوووووووم… شــماره بدم؟

خانوم خوشــــــگله! برسونمت؟

خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟

 

این‌ها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می‌شنید!

بیچــاره اصلاً اهل این حرف‌ها نبود… این قضیه به شدت آزارش می‌داد.

تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگی‌اش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…

شـاید می‌خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی…!

دخترک وارد حیاط امامزاده شد… خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…

دردش گفتنی نبود…!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شد و کنار ضریح نشست. زیر لب چیزی می‌گفت انگار! خدایا کمکم کن…

چند ساعت بعد، دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…

خانوم! خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنند!

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند… به سرعت از آنجا خارج شد… وارد شــــهر شد…

امــــا…اما انگار چیزی شده بود… دیگر کسی او را بد نگاه نمی‌کرد…!

انگار محترم شده بود… نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی‌کرد!

احساس امنیت کرد… با خود گفت: مگه می شه انقد زود دعام مستجاب شده باشه! فکر کرد شاید اشتباه می‌کند! اما این‌طور نبود!

یک لحظه به خود آمد…

دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1392برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

دوستانه گلم قدر مادراتونو بدونین

 

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1392برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

قدره مادرتونو بدونیدو باش تند حرف نزنید.داستانه زیرو بخونید
ساعت3شب بودکه صدای تلفن پسر را ازخواب بیدار کرد پشت خط مادرش بود پسر با عصبانیت گفت:چرا این وقته شب منو ازخواب بیدار کردی؟؟ مادرگفت:25سال قبل درهمین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی فقط خواستم بگم تولدت مبارک............ پسر چون دله مادرشو شکسته بود تا صبح نخوابید.صبح سراغ مادرش رفت.وقتی داخل خونه شد مادرشو پشت میزه تلفن با یه کیک و سه شمعه سوخته پیدا کرد...... ولی حیف که دیگه مادرش تو این دنیا نبود
نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: شنبه 7 بهمن 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

چرا عروس لباس سفید می پوشه ؟ (آخر خنده)
چرا عروس لباس سفید می پوشه ؟ (آخر خنده) چرا عروس لباس سفیدمی پوشه ؟ (آخر خنده) پسر کوچولویی در مراسم عروسی از مادرش پرسید: “مامان، چرا دختره لباس سفید پوشیده؟ ” مامانش گفت: “این تو عروسی ها یه رسم هست که عروس لباس سفید بپوشه، بخاطر اینکه عروس خیلی خوشحاله و امروز بهترین روز زندگیشه.” پسر یه خورده فکر کرد و گفت: ” خوب چرا پسره (داماد) لباس مشکی پوشیده؟”
نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: چهار شنبه 4 بهمن 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

کی گفته دخترا حسود هستن؟ (آخر خنده)

کی گفته که دخترا حسود هستن؟

اگر باور ندارید پس عکس رو ببینید!

کی گفته دخترا حسود هستن؟ (آخر خنده)

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: پنج شنبه 21 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

پدر و دختر جوگیر (عکس متحرک)

پدر و دختر جوگیر (عکس متحرک)

 

پدر و دختر جوگیر (عکس متحرک)

تا لود شدن تصویر شکیبا باشید

پدر و دختر جوگیر (عکس متحرک)

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: پنج شنبه 21 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

ترول تفاوت آهنگ گوش دادن و درس خواندن
نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

ترول جزوات دانشگاه
نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

علامت عجيب دستشويي دریک رستوران تهران+عکس
نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

پارتی فوتبالیست ها(آخر خنده)

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

حسودی////ترول////

نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

پسر حاضر جواب / ترول
نویسنده: اقا سعید ׀ تاریخ: چهار شنبه 20 دی 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 38 صفحه بعد

درباره وبلاگ

سلام من تنها تا ابد هستم به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم خوشتون بیاد و نظر بدین هر مطلبیم خواستین بزارین تو نظرات منم واستون میزارم


لینک دوستان

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , loveclassic.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM